درباره پولانسکی و آخرین ساخته اش...

 

رومن پولانسکی در بازگشت به سینمای تریلر، پس از سال ها موفق می شود فیلمی بسازد که قابل قیاس با بهترین آثارش در دهه70 است؛ «روح نگار» نشان می دهد که پولانسکی در این سال ها، بی جهت به بیراهه رفته بود.

 

 نه در «پیانیست» و نه در «الیور تویست» نمی شد نشانه های آشنای سینمای پولانسکی را مشاهده کرد؛ فیلم هایی که فارغ از کیفیت شان، نشانی از امضای خالق «محله چینی ها» و «دیوانه وار» را به همراه نداشتند. در عوض روح نگار کاملا در مسیر کاری پولانسکی قرار می گیرد و نشان می دهد عمر تریلرهای سیاسی (ژانر مسلط هالیوود در دهه70) سرنیامده و در هزاره سوم هم می توان آثاری نفسگیر در این ژانر خلق کرد.

 

روح نگار ابایی از ورود به حیطه سیاست ندارد و حتی لحنی افشاگرانه از جنس همان تریلرهای دهه70 به خود می گیرد. پولانسکی نشان می دهد که قواعد قدیمی اگر درست به کار گرفته شوند، همچنان می توانند تأثیرگذار باشند.

 

فیلم آخر پولانسکی گرچه نمی تواند به پای شاهکارهایش در 3دهه قبل برسد ولی در نوع خود فیلمی است خوش پرداخت و جذاب که با مهابتی مثال زدنی، مخاطب را در دنیایی که تباهی هر دم فزاینده ای دارد، شریک می کند؛ دنیایی که آدم های شرورش سیاستمدارانی هستند که در ظاهر دم از حقوق بشر و دمکراسی می زنند ولی اگر کسی به رازهایشان پی ببرد، ابایی از صدور حکم قتلش ندارند.

 

نگاه بدبینانه به دنیا و مناسبات انسانی یکی از مؤلفه های اصلی آثار رومن پولانسکی است. این تلخ اندیشی ریشه در کودکی پررنج این لهستانی عصیانگر، قتل همسر جوانش (شارون تیت) توسط رهبر شیطان پرستان آمریکا در دهه 60 و مشکلات روحی- روانی حاصل از این ماجرا (که پیامدش رسوایی ای را به بار آورد که حالا پس از سال ها دامنش را گرفته) دارد.

پولانسکی روح بیقراری دارد؛ فردی که در یک سال گذشته نامش نه به دلیل هنر فیلمسازی اش که به علت در جریان افتادن پرونده ای قضایی در رسانه ها مطرح بود، در یکی از تلخ ترین دوران زندگی، فیلمی ساخته که سرسخت ترین منتقدانش را نیز وادار به تحسین کرده است.

 

روح نگار به عنوان بهترین تریلر سیاسی هالیوود در سال2010، بخشی از اعتبار از دست رفته کارگردانش را احیا کرده؛ کارگردانی که خالق چند شاهکار به یاد ماندنی تاریخ سینماست و با «انزجار»، «بچه رزماری»، «محله چینی ها»، «دیوانه وار» و...بارقه های درخشان نبوغ را بر پرده نقره ای متبلور ساخته بود.

 

رومن پولانسکی پس از مدت ها فیلمی ساخته که منتقدان در ارزشمند بودنش اتفاق نظر دارند. مروری بر آنچه منتقدان درباره فیلم آخر پولانسکی نوشته اند نشان می دهد که تقریبا همه از «روح نگار» به وجد آمده اند. فیلم تصویری را از پولانسکی عرضه می کند که سال ها بود کمتر در فیلم هایش مشاهده می کردیم؛ یک تریلرساز نکته سنج که خوب می داند چگونه مولفه های ژانر را با دیدگاه های بدبینانه اش عجین کند.

 

«کنت توران» درباره «روح نگار» چنین می نویسد:

اخیرا نام رومن پولانسکی در مطبوعات بسیار به چشم می خورد، اما نه به دلایل خوب بلکه برای دستگیری او در ماه سپتامبر در سوئیس که بازتاب بسیار گسترده ای در رسانه ها یافت؛ ماجرای رسوایی اخلاقی این فیلمساز در آمریکا که پس از سال ها فرار او از قانون سرانجام گریبانش را گرفت. شهرت پولانسکی به عنوان فیلمسازی سرشناس او را به خبر اول رسانه ها تبدیل کرد و حالا که آخرین ساخته اش روی پرده آمده، می توان همه آنچه درباره زندگی شخصی اش مطرح شده را دست کم برای لحظاتی فراموش کرد و «روح نگار» را دید که نشان از استعداد بی نظیر او در فیلمسازی دارد. فیلم در عین اینکه مخاطب را مشوش و کلافه می کند حکم مروارید سیاهی را در کارنامه فیلمسازی دارد که در این سال ها به ندرت توانسته بود فیلمی در اندازه های شهرت و اعتبارش خلق کند.

 

حالا پولانسکی پس از یک دوره فترت نسبتا طولانی موفق شده فیلمی بسازد که قریحه و هوش بالایش در فیلمسازی را نمایان می کند. کارگردانی که در 76سالگی به ما نشان می دهد آن هیاهویی که در این مدت برپا کرده به واسطه شهرتی بوده که بی دلیل آن را کسب نکرده بود. «روح نگار» پولانسکی را در یکی از مهمترین فرازهای کارنامه حرفه ای اش نشان می دهد؛ فیلمسازی باهوش و به شدت تلخ اندیش که گویی پس از سال ها باری به هر جهت فیلم ساختن به اصل خویش رجوع کرده و به بدبینی همیشگی اش حسی (در این سال ها کمیاب) از ظرافت افزوده تا در نقطه ای که کمتر کسی تصورش را می کرد قدرت کم نظیرش در کارگردانی را نمایان کند.

 

فیلم آخر پولانسکی اقتباسی از رمانی است درباره سیاست، رمانی که بستر مناسبی برای تبلور بدبینی همیشگی پولانسکی است در مورد ناتوانی افراد در تثبیت قدرت که این بار با پیوند سیاست فصلی متفاوت رادر کارنامه پرفراز و نشیب اش رقم زده؛ ترکیبی آسان از گرایشات شخصی با خواست مخاطبان که همانند آثار کلاسیک آلفرد هیچکاک است.

 

شباهت با هیچکاک از همان موسیقی آغازین شروع می شود که تداعی کننده آثار برنارد هرمن (استاد ساخت موسیقی برای فیلم های ژانر دلهره) است. فیلم پولانسکی یک سرگرمی بی عیب و نقص برای بزرگسالان است. این نکته که «روح نگار» در تب و تاب لحظات پر از هیجان و تعلیق گرایش به کمدی می یابد از رویکرد به سبک خاص هیچکاک حکایت دارد؛ کاری که پولانسکی آن را در شاهکارهایش - «محله چینی ها» و «بچه رزماری» - با موفقیت آزموده بود.

 

فیلمنامه به صورت مشترک توسط رابرت هریس و پولانسکی نوشته شده است. آدام لانگ (پیرس برازنان) نخست وزیر سابق انگلستان است که در پی مرگ مشکوک نویسنده ای که روی زندگینامه اش کار می کرد، سراغ گوست (ایوان مک گریگور) می رود. لانگ، گوست را برای نوشتن کتابی که خاطرات او را جاودان می کند، به استخدام درمی آورد. تحقیقات گوست درباره زندگی آدام لانگ او را با حقایق تلخی مواجه می کند و کمی بعد با افشاگری های رسانه ها درباره پیشینه سیاسی نخست وزیر سابق انگلستان، گوست احساس می کند که وارد بازی خطرناکی شده است. کمی بعد راز مرگ نویسنده ای که قبل از او روی زندگینامه لانگ کار می کرده، فاش می شود.

 

ارتباط و تقابل لانگ و گوست، جذاب و دراماتیک از کار درآمده و این مسئله تا حد زیادی مدیون بازی فوق العاده برازنان و مک گریگور است. پیداست که پولانسکی انرژی زیادی را معطوف به هدایت این دو بازیگر کرده است. البته کلا سطح همه بازی های «روح نگار» بالاست و این نشان می دهد که پولانسکی این بار با ذهنیتی منسجم تر سراغ دستمایه ای رفته که در دهه70، استادی اش در آن را به اثبات رسانده بود.

 

«روح نگار» شاید در مقایسه با شاهکاری چون «بچه رزماری» فیلمی معمولی به نظر برسد ولی اگر آن را با ساخته های این سال های پولانسکی و البته تریلرهای معاصر هالیوود قیاس کنیم آن را اثری موفق ارزیابی می کنیم.

 

آسمان در «روح نگار» همیشه تاریک و تهدیدآمیز است؛ درست مثل دیگر فیلم های پولانسکی و این بار در اثری شوم با جهان خاکستری مواجهیم که سرگرم کننده است بی آنکه مثل فیلم های سال های اخیر پولانسکی کم ارزش باشد.

 

پولانسکی در «روح نگار» برای توجیه قضاوت و برداشت دردناکی که از جهان هستی دارد، همه چیز را به سمت خشونت می برد؛ کاری که سبک بخصوص فیلم های پولانسکی است و این بار این رویکرد با تمرکز و دقتی درخورتحسین صورت گرفته است. تنها کاری که ما به عنوان مخاطب انجام می دهیم چیدن قطعات پازل در این آشفته بازار است. فیلم ارجاعات آشکاری به سیاست دارد؛ چه در نقد سیاست های جنگ افروزانه و قدرت طلبانه انگلستان به عنوان مهمترین متحد آمریکا در حمله به عراق و چه در نشانه هایی که فیلمساز در نهاد کاراکتر لانگ قرار می دهد تا به تونی بلر نخست وزیر پیشین انگلستان نزدیکش کند.

 

هرچند از این کار پولانسکی در حد افزودن چاشنی برای خوش طعم شدن غذا استفاده می کند و خیلی روی این مسئله مانور نمی دهد. در واقع رویکرد پولانسکی به سیاست در «روح نگار» تحت الشعاع تلاش تحسین برانگیزش برای ساخت تریلری پرهیجان قرار نمی گیرد. استاد تلخ اندیش سینمای معاصر که از سال ها پیش (مشخصا از زمانی که همسرش شارون تیت به شکلی بی رحمانه کشته شد) جهان را آکنده از تباهی می بیند، این بار امکان مناسبی برای بیان دیدگاه های منفی بافانه اش یافته است.